- 13723
- 2025/12/13 - 11:54
به گزارش وبسایت ویکی ساختمان، تورم در اقتصاد ایران سالهاست به یک واقعیت مزمن بدل شده است. پدیدهای که نه تنها سطح رفاه خانوارها را فرسایش داده، بلکه افق تصمیمگیری بنگاهها، سرمایهگذاران و حتی سیاستگذاران را نیز کوتاه کرده است. در این میان، قیمت بنزین یکی از مناقشهبرانگیزترین متغیرهای در بحث کنترل تورم بوده است. اما سوال اصلی این است: افزایش قیمت بنزین واقعاً چه سهمی در تورم دارد؟ آیا بنزین یک عامل تعیینکننده در تورم است[…]
به گزارش وبسایت ویکی ساختمان، تورم در اقتصاد ایران سالهاست به یک واقعیت مزمن بدل شده است. پدیدهای که نه تنها سطح رفاه خانوارها را فرسایش داده، بلکه افق تصمیمگیری بنگاهها، سرمایهگذاران و حتی سیاستگذاران را نیز کوتاه کرده است. در این میان، قیمت بنزین یکی از مناقشهبرانگیزترین متغیرهای در بحث کنترل تورم بوده است. اما سوال اصلی این است: افزایش قیمت بنزین واقعاً چه سهمی در تورم دارد؟ آیا بنزین یک عامل تعیینکننده در تورم است یا صرفاً نقش یک انتقالدهنده و تشدیدکننده را بازی میکند؟
برخی اقتصاددانان بر این باورند که تورم مزمن در ایران ناشی از انباشت ناترازیهای ساختاری است و رشد مستمر نقدینگی و کسری بودجه مزمن از مهمترین عوامل آن است. در چنین چارچوبی، تغییر قیمت یک کالا، حتی کالایی استراتژیک مانند بنزین، نمیتواند بهتنهایی توضیحدهنده تورم بلندمدت باشد.
بنزین در سبد مصرف خانوارها کوچک اما حساس است. با این حال، از منظر آماری، سهم مستقیم بنزین در شاخص قیمت مصرفکننده بسیار محدود است. براساس ضرایب مرکز آمار ایران، وزن بنزین و سایر سوختهای مصرفی در سبد CPI کمتر از ۲ درصد برآورد میشود. بنابراین اگر پس از افزایش قیمت بنزین شاهد تورمهای بالا هستیم، باید به سراغ کانالهای غیرمستقیم برویم.
یکی از مسیرهای انتقال افزایش قیمت بنزین به تورم، افزایش هزینه حملونقل است. در اقتصاد ایران، بخش عمده جابهجایی کالا از طریق حملونقل جادهای انجام میشود؛ شیوهای که بهشدت به مصرف سوخت وابسته است. افزایش قیمت بنزین میتواند هزینه حمل مواد اولیه، کالاهای واسطهای و محصولات نهایی را بالا ببرد و در نهایت به افزایش قیمت مصرفکننده منجر شود.
اما بررسیهای میدانی و ساختاری نشان میدهد که سهم هزینه حملونقل در قیمت نهایی بسیاری از کالاهای مصرفی کمتر از آن است که گمان میرود. در اغلب کالاها، هزینه انرژی تنها بخشی از هزینه تولید است و عوامل دیگری مانند مواد اولیه، دستمزد، مالیات و هزینههای مالی نقش پررنگتری دارند.
بزرگترین نقش بنزین در تورم، نه از مسیر هزینه، بلکه از مسیر انتظارات تورمی منتقل میشود. افزایش قیمت بنزین در ذهن جامعه ایرانی، بهعنوان یک «سیگنال» تلقی میشود؛ سیگنالی مبنی بر اینکه دولت وارد فاز آزادسازی قیمتها شده یا فشارهای مالی تشدید شده است. در چنین فضایی بنگاهها افزایش قیمت را پیشخور میکنند، فروشندگان قیمتها را با فاصلهای بیش از افزایش واقعی هزینه بالا میبرند و خانوارها نیز رفتارهای احتیاطی و هجومی نشان میدهند.
انتظارها، حتی اگر از نظر حسابداری توجیه نداشته باشند، میتوانند تورم را بهصورت موقت تشدید کنند. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند اثر انتظاری بنزین، چند برابر اثر مستقیم آن است؛ اما این اثر نیز پایدار نیست.
تجربههای تاریخی افزایش قیمت بنزین در ایران، تصویر روشنی بهدست میدهد. چه در اصلاحات قیمتی دهه ۸۰ و چه در شوک آبان ۱۳۹۸، الگوی نسبتاً ثابتی مشاهده میشود که افزایش قیمت بنزین، تورم ماهانه را برای چند ماه بالا میبرد. پس از تخلیه شوک، نرخ تورم به مسیر قبلی بازمیگردد. تداوم تورم بالا، نه به بنزین، بلکه به سیاستهای پولی و مالی بعدی مربوط است.
در تجربه آبان ۱۳۹۸، هرچند تورم نقطهبهنقطه افزایش یافت، اما بررسی دادههای سال ۱۳۹۹ نشان میدهد رشد پایه پولی، افزایش نرخ ارز و کسری بودجه دولت، عوامل اصلی تورم بودند؛ نه افزایش قیمت سوخت.
تثبیت قیمت بنزین و توهم مهار تورم، با یک تناقض جدی روبهروست. ثبات قیمت بنزین در شرایط تورمی به معنای افزایش یارانه پنهان انرژی است. این یارانه یا باید از بودجه عمومی، یا از طریق کاهش سرمایهگذ
