- 13581
- 2025/11/27 - 11:05
به گزارش وبسایت ویکی ساختمان، ایده تشکیل ستادهای توسعه منطقهای در استانها، که این روزها بهعنوان یکی از برنامههای مهم دولت و وزارت اقتصاد مطرح شده، در ظاهر یک طرح اداری است؛ اما بررسی دقیقتر نشان میدهد این برنامه میتواند یکی از عمیقترین اصلاحات ساختاری سالهای اخیر در حوزه حکمرانی توسعه باشد. هدف این ستادها، شناخت دقیق ظرفیتها، محدودیتها و مزیتهای رقابتی هر استان و طراحی برنامههای عملیاتی برای جهش اقتصادی متوازن است؛ رویکردی که بسیاری از[…]
به گزارش وبسایت ویکی ساختمان، ایده تشکیل ستادهای توسعه منطقهای در استانها، که این روزها بهعنوان یکی از برنامههای مهم دولت و وزارت اقتصاد مطرح شده، در ظاهر یک طرح اداری است؛ اما بررسی دقیقتر نشان میدهد این برنامه میتواند یکی از عمیقترین اصلاحات ساختاری سالهای اخیر در حوزه حکمرانی توسعه باشد.
هدف این ستادها، شناخت دقیق ظرفیتها، محدودیتها و مزیتهای رقابتی هر استان و طراحی برنامههای عملیاتی برای جهش اقتصادی متوازن است؛ رویکردی که بسیاری از کارشناسان آن را «گام ضروری برای خروج از توسعه نامتوازن» توصیف میکنند.
در دهههای گذشته، طرحهای بسیاری برای توسعه مناطق مختلف کشور ارائه شده، اما بیشتر آنها با مشکلات اجرایی، بروکراسی پیچیده، نبود اختیارات محلی و ضعف هماهنگی نهادی روبهرو شدهاند. نتیجه این چرخه معیوب، نابرابری منطقهای، هدررفت منابع و عدمتحقق اهداف توسعهای بوده است.
برنامه جدید وزارت اقتصاد تلاش دارد این چرخه را قطع و پایههای یک مدل جدید برنامهریزی منطقهای را بنا کند؛ مدلی که بر «تصمیمگیری در محل» و «تمرکززدایی واقعی» استوار است.
ستادهای توسعه قرار است در هر استان بهعنوان بازوی تخصصی تحلیل دادهها، طراحی پروژهها و نظارت بر روند توسعه عمل کنند. اهمیت این ساختار جدید در آن است که تصمیمگیری را از سطح ملی به سطح استانی منتقل میکند. انتقال تصمیمسازی از تهران به استانها نه تنها سرعت اجرا را افزایش میدهد، بلکه موجب میشود برنامهها مبتنی بر شناخت واقعی شرایط محلی تدوین شوند.
محمدرضا طالبلو کارشناس اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه معتقد است بخش قابل توجهی از ناکارآمدی توسعه در ایران ناشی از تمرکز بیش از حد تصمیمگیریها در مرکز است. در بسیاری از موارد، نسخهای که برای یک استان نوشته میشود، هیچ تناسبی با واقعیتهای میدانی ندارد. طرح ستادهای توسعه، اگر اختیارات لازم را داشته باشد، میتواند این مشکل ساختاری را حل کند و سیاستگذاری را از حالت کلی و فرمایشی به سمت برنامهریزی مبتنی بر داده سوق دهد.
به گفته او، بسیاری از کشورهایی که توسعه منطقهای موفق داشتهاند مانند ترکیه، مالزی و حتی برخی ایالتهای هند زمانی به موفقیت رسیدند که اجازه دادند تصمیمات کلیدی در همان منطقه اتخاذ شود؛ تصمیماتی بر پایه داده، ظرفیت و نیاز واقعی، نه بر اساس برداشتهای کلی از مرکز.
یکی از مهمترین مزایای طرح ستادهای توسعه منطقهای، تأکید صریح آن بر عدالت اقتصادی و کاهش نابرابری میان مناطق مختلف کشور است. سالهاست که توسعه در ایران بیش از حد در برخی مناطق متمرکز شده و مناطق کمبرخوردار سهم محدودی از منابع، زیرساختها و پروژههای توسعهای داشتهاند.
طرح جدید با تأکید بر تحلیل دادههای منطقهای، قرار است ظرفیتهای پنهان و بالفعل هر استان را شناسایی کند و منابع توسعهای را بر پایه این ظرفیتها تخصیص دهد. برای مثال، استانهایی که مزیت کشاورزی یا گردشگری دارند، باید مسیر متفاوتی از استانهایی با مزیت صنعتی طی کنند. این رویکرد علاوه بر افزایش کارآمدی، موجب توزیع عادلانهتر منابع نیز میشود.
اصلیترین مزایای طرح از نگاه کارشناسان شامل موارد زیر است:
– افزایش سرعت اجرا و کاهش بروکراسی مرکز استان
– تخصیص بهینه منابع بر اساس مزیتهای محلی بهجای سیاستهای یکسانساز
– ایجاد اشتغال پایدار و هدفمند بر اساس ظرفیتهای منطقهای
– تقویت نقش بخش خصوصی در توسعه و افزایش جذابیت سرمایهگذاری محلی
– تمرکززدایی واقعی و افزایش اختیار مدیریتی استانداریها و دستگاههای استانی
– افزایش شفافیت از طریق گزارشدهی مستمر ستادهای توسعه به افکار عمومی
– کاهش اتلاف منابع و مدیریت دقیقتر پروژههای عمرانی و اقتصادی
یکی از ابعاد مهم این طرح، مشارکت فعال نخبگان، دانشگاهیان، فعالان اقتصادی و نمایندگان استانهاست. بدون استفاده از دانش محلی و تجربیات بازیگران واقعی اقتصاد، هیچ طرح توسعهای موفق نخواهد بود. این مشارکت موجب میشود برنامهها دقیقتر، بومیتر و قابلاجراتر باشند.
اگرچه ایده ستادهای توسعه امیدآفرین است، اما موفق
